ﯾﮏ ﺭﻭﺯﯼ
ﺷﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺮﺳﯽ ﮐﻪ ﺩﺳﺘﺖ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺑﺎﺷﺪ . . .

ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ
ﻫﻤﺎﻥ ﺟﺎ
ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺑﺴﭙﺎﺭ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯼ ﮔﺮﻡ ﺧـــ❣ــدا



تاريخ : یکشنبه 11 مهر 1395 | 19:23 | نويسنده : cafe_literature_art | ارسال نظر(0)

دفترنقاشی خدا همیشه زیباست؛
امافصل پاییز رابرای دل خودت
آرام‌تر برگ بزن؛
و تمامی رنگ ها را بخاطربسپار
که عشق لابلای همین
رنگهای زیباست...



تاريخ : یکشنبه 11 مهر 1395 | 12:29 | نويسنده : cafe_literature_art | ارسال نظر(0)

خداوند هیچ گاه،
مرا تنها نمی گذارد،
هیچ گاه،
از من چشم نمی پوشد .....

مثل کودکی که،
به مادرش تکیه می کند،
به " او " توکل می کنم ...



تاريخ : یکشنبه 11 مهر 1395 | 10:03 | نويسنده : cafe_literature_art | ارسال نظر(0)

‌سرانجام روزی به حکمت همه
اتفاقات زندگی پی خواهی برد
از سر درگمی ها بگذر و
لبخند بزن...

اعتماد کن به حکمت خدایی
که از هرکسی نسبت به
بندگانش دلسوزتر است...



تاريخ : یکشنبه 11 مهر 1395 | 10:01 | نويسنده : cafe_literature_art | ارسال نظر(0)

«با ذکرخدا قلبها آرام میشود»
یعنی...
قلبت را طورے قرار دادم
جز با یاد من آرام نگیری!

وقتے کوله پشتےمن پراست از یاد تو،
دیگر هیچ غمے به دلم راه نمیدم...



تاريخ : یکشنبه 11 مهر 1395 | 10:00 | نويسنده : cafe_literature_art | ارسال نظر(0)

اگر همۀ عالم قصد ضرر رساندن به تو راداشته باشند،
وخدانخواهد
نمی‌توانند
اوتکیه‌گاه من وتوست
پناه‌گاه بی‌قراری‌ها وترسها،
و یگانه یاوری که هیچ‌گاه مارا تنها نخواهد گذاشت



تاريخ : یکشنبه 11 مهر 1395 | 09:59 | نويسنده : cafe_literature_art | ارسال نظر(0)

،باران که می‌بارد
با عجله از خانه می‌زنیم بیرون،
یک خط فرضی گوشه‌ی پیاده رو می‌کشیم و،
شروع می‌کنیم به قدم زدن
و بی توجه به خدایی که پالتوی فراموش شده‌ی مان را روی دوشمان می‌اندازد؛
با بی انصافی فکر می‌کنیم چقدر تنهاییم...



تاريخ : شنبه 10 مهر 1395 | 11:50 | نويسنده : cafe_literature_art | ارسال نظر(0)

زندگےانشایےاست که
خودمان مینویسیم

موضوع انشا....خدا

و چه زیبا میشود
مقدمه اش عشق او
وانتهایش نگاه او باشد



تاريخ : شنبه 10 مهر 1395 | 11:22 | نويسنده : cafe_literature_art | ارسال نظر(0)

ﺗﺎ ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺖ ،

ﺩﻟﯽ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﯿﺴﺖ !

اﺳﯿﺮ ﻟﻄﻒ ﺧﺪﺍ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺧﺪﺍ ،

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﺮﮔﺰ ﺯﯾﺒﺎ ﻧﯿﺴﺖ ..



تاريخ : شنبه 10 مهر 1395 | 11:16 | نويسنده : cafe_literature_art | ارسال نظر(0)

ناخدا در کشتی ما گر نمی باشی مباش... تا خدا در کار باشد ناخدا را کار نیست...



تاريخ : شنبه 10 مهر 1395 | 11:11 | نويسنده : cafe_literature_art | ارسال نظر(0)

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید